دریا باش تا هر کس لایق توست
با تو آرام گیرد و هر کس لایقت نیست در تو غرق شود.

از تمام بودنی ها
تو فقط از آن من باش که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد



خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است

پیدا نکنم همدل دل ها همه از سنگ است

گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق آلوده به صدرنگ است


گلی که محبوب خداوند باشد، بدون باران هم رشد می کند و آن بی شک ، حاصلی سبز از طبیعت این روزگار خواهد بود .


فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ،

روی پیشانی من چیزی نیست ،

غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی ،


گاه سکوت یک دوست معجزه 

 می کند و تو می اموزی  

همیشه بودن در 

 فریاد زدن نیست....

یا خاموش باش یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد.


آنان که عشق خود را بروز نمی دهند  عاشق نیستند.


نمی دانی... 

 چه می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشواراست 

چه رنجی می کشد ان کس که انسان است 

در این دنیای بی سامان که ادمها عصا از کور می دزدند 

من خوش باور ساه محبت جستجو کردم.