بـــرادرم
تبریک بابا جون داداشم اومد کنارت
حالا تو خوشحال و من غمگین با همه خاطرات عزیزم
چه کنم با این همه غم نبودنت برادرم؟
چه کنم با زجه های مادرم از غم فراغت برادرم؟
برادرجان هرگز فراغ ابدیت در باورم نمی گنجد .

در این دنیای فـانـی پـر به پرواز رفت برادر
من مانده ام و دنیایی پر از ماتم او
که خورشیدم نیامده بر سر دیوار، رفت ... ...
نفس در سینه حبس است ای برادر
سکوت امشبم هم رنگ ِ درد است ای برادرنوای دل شنیدن دارد امشب
ندای " انا الیه راجعون" است ای برادر
نمیدانم صدایی میرسد اینک به گوشَت ؟
صدای ناله ای از عمق، جان است ای برادر
نگاهی اشک ریزان رو به راهت ٬ که باز آیی
بگویی این همه ماتم دروغ است ای برادر
تنی آشفته که باور ندارد ٬ که زین پس
بودنت همچون سراب است ای برادر
بخوان قاری ٬" الرحمان "بخوان تا مطلع الفجر
که امشب ٬ زیر ِ این خاک ٬تنی بسیار سرد است ای برادر...

یاران رفیق و همنفس و یار من کجاست
مردم ز غم ، برادر غمخوار من کجاست
من بیخود سینه بسی کندهام زدرد
گویید مرهم دل افکار من کجاست
دارم تنی به صورت طاووس داغ داغ
طوطی زبان نادره گفتار من کجاست
بگداختم چنانکه نشستم به روز شمع
آتش نشان آه شرر بار من کجاست
بی یار و بیکسم ، چه کنم چیست فکر من
آنکس که بود یار وفادار من کجاست
بیمار نبود آنکه غمش ساخت بیخودم
آگاهیم دهید که آن مسافر من کجاست
با خواب نور دیده به سیلاب گریه رفت
آن نوربخش دیده بیدار من کجاست
ای برادر ای تمام هستی ام، از چه گویم از دلت یا از سَرَت
جان من آتیش شد از رفتنت ای برادر، با رفتنت پشتم شکست
روح از تنت رفت و جانم ز تن برفت
ای برادر رفتی و تنها گذاشتی ما را، جان مولا، این چه کاری بود مارا؟
این چه رسمی بود کرد روزگار با ما؟ "پدر" رفت و "برادر" هم برفت!
با آرزوی موفقیت روزافزون تمام دوستان گرامی در لحظه لحظه زندگی!