تاریخچه سل
در آستانه قرن بیست و یکم ، سل به عنوان یکی از مهمترین مسائل بهداشتی همه کشورهای جهان خود نمائی میکند.
از طرف دیگر پیشرفت تکنولوژی مخصوصا در زمینه بیولوژی مولکولی و مهندسی ژنتیک ، افقهای تازه ای را در زمینه های مختلف پژوهشی گشوده است.
مقدمه:
در سال 1660 جان بونیان در یکی از داستانهای اخلاقی خود نوشت :
(( رأس همه پیام آوران مرگ که زودتر از دیگران به سراغش آمد و میخواهد او را به دیار دیگر بفرستد ، بیماری سل است )). و بالاخره نیز این بیماری مهلک وی را از پای در می آورد . در بین معاریف شناخته شده تاریخ جهان او تنها کسی نبود که از این بیماری در گذشت بلکه قربانیان دیگر از بزرگان علم و هنر همچون نقاش فرانسوی آنتوان واتو ( 1721_1684 ).
موسیقی دان آلمانی ماریا فن وبر ( 1826_1786 ).آزادیخواه آمریکای جنوبی سیمون بولیوار ( 1830_1783 )
موسیقی دان لهستانی فردریک شوپن ( 1849_1810 ).فیلسوف آمریکایی هنری دیوید تورو ( 1862_1817 ).
نویسنده روسی آنتوان چخوف ( 1904_1840 ).نقاش ایتالیایی آمادئو مودیلیانی ( 1920_1884 ) . و بابسون ( 1967_1875 ) نویسنده و آمارگر معروف آمریکا ، کزاویه بیشا ( 1802_1771 ) آناتومیست فرانسوی ، الیزابت بارت ( 1906_1861 ) شاعر انگلیسی ، داستایوسکی ( 1921_1881 ) نویسنده معروف روس ، فرانتز
کافکا ( 1924_1883) داستان نویس ، جان کیتز ( 1821_ 1795 ) شاعر انگلیسی ، لاینک ( 1826_1781 ) پزشک و کاشف گوشی ، سیدنی لاینر ( 1881_1842 ) شاعر آمریکایی ، مولیر ( 1673_1623 ) نمایشنامه نویس و آرتیست فرانسوی ، پاگانی نی ( 1840_1782 ) موسیقیدان ایتالیائی ، شیلر ( 1859_1805 ) شاعر آلمانی ، تامسون ( 1907_ 1859 ) شاعر انگلیسی ، ولتر ( 1778_1694 ) فیلسوف فرانسوی ، هرولدرایت
( 1944_1872 ) نویسنده آمریکائی و از مشاهیر ایرانی معاصر عباس میرزا سردار معروف جنگهای ایران و روس و فرزند ارشد فتحعلیشاه قاجار و ملک الشعراء بهار ، همگی به واسطه بیماری سل مردند .
از 3000 سال پیش تا کنون رد پای ضایعات سلی مشخص بود .
قدیمیترین آثار بجا مانده از سل متعلق به حدود 3000 سال پیش و مربوط به مومیائی های مصری است. بقراط پزشک بزرگ یونانی و از پیشکسوتان به قاعده در آوردن علم طب ( 370_360 قبل از میلاد ) شاید اول کسی است که سل را تعریف کرده است .
تاریخ سل :
سخن گفتن از زمانی که تاریخ یک بیماری آغاز میشود آسان نیست ، دشواری این کار بویژه از آن جهت است که سخن از کوشش هزاران دانشمند و محققی باشد که در طی قرون و اعصار در مبارزه علیه آن بیماری به کار
بسته اند .
تاریخ طب ، ذکر حکایات و افسانه های طبی رشته های مختلف پزشکی نیست ، بلکه تاریخ علل و انگیزه پیشرفتهای این علم است .
چه زمان را میتوان آغاز تاریخ سل دانست ؟ آنچه که از تواریخ مدون و نوشته های پراکنده باستان شناسان بر جای مانده است همه حکایت از این دارد که (( تاریخ بیماری سل را میتوان با قدمت بشریت برابر دانست )) . مطالعا اسکلتهای مومیایی شده به وسیله دکتر الیوت اسمیت ( elliot smith ) و مارک آرماند روفر ( marc armand ruffer ) علائمی از بیماری سل ستون فقرات ( pott,s disease ) را نشان میدهد . همچنین آزمایش اسکلتهای مومیایی انسانهای امریکایی قبل از کشف امریکا وجود بیماری سل ستون فقرات را مشخص ساخته است و بسیار جالب است که تحقیقات بارتلس ( barthels ) در اسکلت یافته شده در هایدلبرگ آلمان نیز سل ستون فقرات را محقق ساخته است .
تاریخ سل را میتوان به ادوار مختلف زیر تقسیم کرد :
1.دوران قدیم
از تمدن باستانی هند آثار بسیاری بر جای مانده است _ ودا ( Vedas ) کتاب مذهبی هندوان اشاره های زیادی به بهداشت و بیماریهای مختلف دارد_در یکی از ضمائم آن اشاره ای به بیماری سل شده و آن را (( رایگارات رایاکسمان _ regarat rayaksman )) یا شاه بیماری نام داده است _ در طب هند برای این بیماری 11 علامت میشناختند که طبیب در برابر بیمار به سه علامت بیماری یعنی تب و سرفه و اخلاط خونی نباید قناعت و اختصار ورزد . اگر بیمار با اشتها باشد و غذا را خوب هضم کند و در ابتدای بیماری باشد ، امید به بهبود است .
در تمدن قدیم چین درباره پزشکی آثار بسیاری بر جای مانده است که بیش از پنج هزار سال قدمت دارد – به طوری که رمی remy اشاره میکند چینی ها بیماری ( phtisie ) یا سل را به نام کائوپینگ caoping می شناختند و آن را به بیماری اطلاق می کردند که به ریه سرایت می کرد و علائم مشخصه آن لاغری ، سرفه و داشتن خلط چرکی و خونی بوده است .
تاریخ پزشکی مصر نشان میدهد که این کشور وارث یکی از کهن ترین سنتهای پزشکی است . در گزارش هرودت مورخ یونانی اشاره شده است که این مملکت مرکزی برای معالجه مسلولان بسیاری از کشورهای همجوار یا دور دست بوده است .
از روی پا پیروسهای قدیمی و اجساد مومیایی معلوم می شود که سل ستون فقرات در مصر وجود داشته است .
مطالعه آثاری از تمدن قدیم بابل و کلده آشور نیز نشان میدهد که آنان نیز با بیماری سل آشنایی داشتند . در قوانین حمورابی پادشاه مقتدر بابل ( 2081 تا 2123 پیش از میلاد ) که به قوانین بابلی معروف است به بیماری سل اشاره شده است .
در ایران باستان نیز قدیمی ترین اثری که درباره بهداشت و تفکیک بیماران مسری در کتب دیده شده ، از اوستا و زرتشت پیغمبر است که شاید 700 سال پیش از میلاد بوده است – در آیین زرتشت برای کسی که در آب جاری اخلاط و تف می انداخته مجازاتهای نقدی در نظر گرفته شده است .
2_ دوران طب بقراطی
یکی از بزرگترین تحولات تاریخ پزشکی از زمان بقراط آغاز شده است . آنچه محقق است از 2500 سال قبل بقراط پزشک یونانی از بیماری سل اطلاع داشته است .
بقراط در سال 460 پیش از میلاد در یکی از جزایر یونان به نام کوس زاده شده و در سال 377 پیش از میلاد دیده از جهان فرو بست . از بقراط کتب و رسالات متعددی در دست است که معروفترین آنها (( سوگند نامه بقراط )) ، (( تقدمت المعرفه )) ، (( کلمات قصار )) و (( فلسفه طبی )) است . بقراط در کتاب خود از بسیاری از بیماریها از جمله ذات الریه و ذات الجنب و بیماری و بیماری سل شرحی بیان داشته است . مسئله بسیار مهم آن است که بقراط سل و عوارض آن را بخوبی می شناخته است که بعضی آن را (( جراحت ریه )) نام داده اند . ( چنانکه در طب اسلامی ایرانی به آن بر می خوریم ) .
درباره سل ریوی بقراط گوید : (( این بیماری 7 الی 9 سال طول می کشد....پاییز برای مسلولین سخت تر از سایر فصول می باشد )) – اما اینکه بقراط از بیماری سل اطلاعات معتبری در کتاب خود ذکر میکند .
او میگوید : (( تب مسلولین را رها نمیکند . روزها کمی سبک است ولی شبها مضاعف می شود – عرق فراوان است و بیماران میل به سرفه میکنند – معهذا اخلاط زیاد نیست – چشمان در حدقه فرو می روند – گونه ها قرمز میشوند – ناخنها و انگشتان داغ می شوند – دست گرم و سوزان می گردد مخصوصا در انتهای پاها باد می کند – اشتها از بین میرود....)) بقراط ارتباط دائم میان سل و انتهای اجزای بدن و ناخنها را گفته است .
پس از بقراط ، ارسطو ( 384_322 پیش از میلاد ) درباره خنازیر و سل در کتاب خود بحث کرده است .
در سالهای نخست پس از میلاد در یکی از شهر های قدیم به نام فرغانون( امروزه برگاما نام دارد ودر ترکیه است )
زاده شده و می توان او را پدر طب تجربی نام داد . به اعتقاد او سل به علت زخمی شدن ریه ها بوجود می آید و بسیار مشکل است که آن را درمان کرد . او نودولهای سلی را می شناخته و معتقد بوده است که این نودولها در اثر انعقاد مواد مترشحه داخلی بوجود می آیند – جالینوس تعداد زیادی از داروها را برای درمان مسلولان تجویز کرده و معتقد بوده است که بیماران مسلول را باید مجزا کرد تا از سرایت بیماری آنان به دیگران جلوگیری شود .
3_ دیدگاه پزشکان ایرانی و اسلامی درباره بیماری سل
پس از بعثت حضرت محمدابن عبدلله (ص) فتوحات لشکریان اسلام در کشورهای اروپایی و ایران سبب اشاعه فرهنگ متقابل شد . تا ظهور اسلام پزشکی در عربستان چندان معتبر و شناخته شده نیست .
اما آنچه که می توان درباره نظرات و دیدگاههای پزشکان ایرانی و اسلامی درباره بیماری سل گفت آن است که عموما در کتب طبی اسلامی آن را به نام (( قرحه ریوی )) نام برده اند . این بیماری در کشور ما از قدیم شناخته شده بود که بعدا در میان ایرانیان به (( تب لازم )) معروف شده است – ( یعنی تبی که ملازم آدمی بوده .) در فارس مخصوصا شیراز به آن تب بندی می گفتند .
در طب دیروزی ، تب ها عموما به سه دسته تقسیم می شدند :
الف) تب روزانه یا یک روز ( Quotidian fever )
ب ) تب های یک روز در میان ( تب غِب Tertian fever )
ج ) تب ربع ( حمای ربع Fievre Quarte ) یا چند روزه و یا چند هفته مانند تب محرقه ( تیفوس – تیفوس اکزانتماتیک Typhus )
د ) تب دق ( Tuberculosis )
غیر از دسته بالا تب نائب ( مالاریا ) و تبهای دماغی و عصبی و فلقمونی و تبهای وبایی و تبهای صفراوی و بلغمی و سوداوی و خونی ( منسوب به یکی از اخلاط چهار گانه ) نیز طبقه بندی شده اند .
4_ دوران رنسانس
5_ دوران پس از کخ
در 24 مارس 1882 ( چهارم فروردین 1261 هجری شمسی ) یکی از رؤیاهای دانشمندان پزشکی به حقیقت پیوست و عامل یک بیماری عفونی براستی مشخص شد (( بیماری سل در اروپای قرن نوزدهم بیداد می کرد . جنگهای پی در پی میان کشورهای اروپایی فقر و آوارگی را دامن میزد که این عوامل خود در تشدید بیماری بسیار مؤثر بودند . )) با وجود تلاش دانشمندان بزرگی مانند لاینک ، پاستور و ویلمن که با بررسی های درخشان خود مسری بودن بیماری سل را معلوم ساخته بودند .
کخ پس از مراجعت به برلن بی درنگ دست به کار تحقیق درباره سل شد . روی بیماران مسلول به مطالعه پرداخت و همه کارها را در نهایت سکوت و اختفا انجام داد ، حتی به دوست معتمد خود پرفسور کوهن نیز در این زمینه چیزی نگفت . در طی تجربیات متعدد و کوشش شبانه روزی که حتی زندگی داخلی او را دچار آشفتگی شدیدی کرده بود بی وقفه کار می کرد و از هیچ شکستی مایوس نمی شد . و بالاخره کخ طی سالها کوشش مصمم شد که کشف خود را به دنیا اعلام کند ........... در 24 مارس 1882 سالن کنفرانس انجمن فیزیولوژیستهای برلن شاهد یکی از
مهمترین کشفیات تاریخ پزشکی بود . و جالب اینست که کخ اولین نمایش خود را با بافت سلی نشان داد ، نه با خلط اعلام کشف باسیل سل به وسیله روبرت کخ انعکاس وسیعی در جهان پیدا کرد . مقاله معروف کخ با عنوان (( عامل بیماری سل )) نخست در سال 1882 در هفته نامه پزشکی برلین شماره 19 صفحات 221تا 230 و سپس در سال 1884 به طور کامل در شماره دوم (( خبر نامه پزشکی بهداری امپراطوری آلمان )) چاپ شد . پس از کشف میکرب سل ، کخ تمام وقت خود را صرف تکمیل مطالعات و بخصوص پیدا کردن راهی برای درمان مسلولین کرد ، او که موفق به تهیه کشت خالص میکرب سل شده بود عصاره گلسیرینی این میکرب را تهیه کرد و آن را توبر کولین نام نهاد . او امید داشت که از این ماده برای درمان مسلولین استفاده کند و متاسفانه در تحت فشار وزیر فرهنگ وقت امپراطوری آلمان بدون آنکه خود خواسته باشد اثرات درمانی توبرکولین را در 14 اوت 1890 برای شرکت کنندگان در کنگره پزشکی آلمان شرح داد . امیدهای واهی که بدین ترتیب به وجود آمده بود سبب شد که از تمام اکناف اروپا و آمریکا گروه گروه مسلولین به برلن روانه گردند . کخ خیلی زود به اشتباه خود پی برد ولی کوشش کرد خود را برای تهیه توبرکولینی با سمیت کمتر ادامه داد . توبرکولینی که او تهیه کرده بود با تغییراتی که بعدها به وسیله زایبرت به عمل آمد به نام P.P.D = (( Purified Protein Derivative )) امروزه در تمام سازمانهای بهداشتی جهان برای شناسایی عفونتهای میکوباکتریایی مورد استفاده است .
با آرزوی موفقیت روزافزون تمام دوستان گرامی در لحظه لحظه زندگی!